علل کاهش

  • 2022-06-8

علت اساسی رکود بزرگ در ایالات متحده کاهش هزینه ها (گاهی اوقات به عنوان تقاضای کل نامیده می شود) بود که منجر به کاهش تولید شد زیرا تولیدکنندگان و بازرگانان متوجه افزایش ناخواسته موجودی کالا شدند. منابع انقباض هزینه ها در ایالات متحده در طول دوره رکود متفاوت بود اما در کاهش قابل توجهی در تقاضای کل جمع شد. افول امریکا عمدتا از طریق استاندارد طلا به سایر نقاط جهان منتقل شد. با این حال, انواع عوامل دیگر نیز رکود در کشورهای مختلف را تحت تاثیر قرار.

سقوط بازار سهام

Black Thursday stock market crash

اعتقاد بر این است که کاهش اولیه تولید ایالات متحده در تابستان 1929 ناشی از سیاست پولی تنگ ایالات متحده با هدف محدود کردن حدس و گمان در بازار سهام است. قیمت ها در طول دهه تقریبا ثابت مانده بود و در هر دو سال 1924 و 1927 رکودهای خفیفی رخ داده بود. یکی از واضح منطقه بیش از حد بازار سهام بود. قیمت سهام بیش از چهار برابر از پایین در سال 1921 به اوج در سال 1929 افزایش یافته بود. در سالهای 1928 و 1929 فدرال رزرو نرخ بهره را به امید کاهش سرعت افزایش سریع قیمت سهام افزایش داده بود. این نرخ بهره بالاتر باعث کاهش هزینه های حساس به بهره در مناطقی مانند ساخت و ساز و خرید خودرو شد که به نوبه خود باعث کاهش تولید شد. برخی از محققان بر این باورند که رونق ساخت مسکن در اواسط دهه 1920 منجر به عرضه بیش از حد مسکن و افت شدید ساخت و ساز در سالهای 1928 و 1929 شد.

در پاییز سال 1929 قیمت سهام ایالات متحده به سطحی رسیده بود که با پیش بینی های منطقی از سودهای بعدی قابل توجیه نبود. در نتیجه, زمانی که انواع حوادث کوچک منجر به کاهش تدریجی قیمت در ماه اکتبر 1929, سرمایه گذاران اعتماد به نفس از دست داده و حباب بازار سهام پشت سر هم. فروش وحشت در "پنجشنبه سیاه" در 24 اکتبر 1929 شروع شد. بسیاری از سهام در حاشیه خریداری شده بود-یعنی با استفاده از وام های تضمین شده توسط تنها بخش کوچکی از ارزش سهام. در نتیجه کاهش قیمت برخی از سرمایه گذاران را مجبور به انحلال دارایی های خود کرد و در نتیجه کاهش قیمت ها را تشدید کرد. قیمت سهام ایالات متحده (اندازه گیری شده توسط شاخص کولز) 33 درصد کاهش یافته است. به دلیل کاهش چشمگیر بود, این رویداد است که اغلب به عنوان سقوط بزرگ اشاره 1929.

سقوط بازار سهام تقاضای کل ایالات متحده را به میزان قابل توجهی کاهش داد. خرید مصرفی کالاهای بادوام و سرمایه گذاری تجاری پس از سقوط به شدت کاهش یافت. یک توضیح احتمالی این است که بحران مالی عدم اطمینان قابل توجهی در مورد عواید ایجاد کرده است که به نوبه خود باعث شده مصرف کنندگان و شرکت ها خرید کالاهای بادوام را به تعویق بیندازند. اگر چه از دست دادن ثروت ناشی از کاهش قیمت سهام نسبتا کوچک بود, سقوط نیز ممکن است هزینه های افسرده با ساخت مردم احساس فقیرتر ( نگاه کنید به اعتماد مصرف کننده). به عنوان یک نتیجه از کاهش شدید در مصرف کننده و هزینه های کسب و کار, تولید واقعی در ایالات متحده, که شده بود به کندی کاهش تا به این نقطه, به سرعت در اواخر کاهش یافت 1929 و در سراسر 1930. بنابراین در حالی که سقوط بزرگ بازار سهام و رکود بزرگ دو رویداد کاملا جداگانه کاهش قیمت سهام یکی از عوامل کمک به کاهش تولید و اشتغال در ایالات متحده بود.

هراس بانکی و انقباض پولی

Great Depression: bank holiday

ضربه بعدی به تقاضای کل در پاییز سال 1930 رخ داد که اولین موج از چهار موج وحشت بانکی ایالات متحده را فرا گرفت. وحشت بانکی زمانی ایجاد می شود که بسیاری از سپرده گذاران به طور همزمان اعتماد به نفس خود را در پرداخت بدهی بانک ها از دست می دهند و خواستار پرداخت نقدی سپرده های بانکی خود هستند. بانک ها که به طور معمول تنها کسری از سپرده ها را به عنوان ذخایر نقدی نگه می دارند باید وام ها را به منظور افزایش پول نقد مورد نیاز تصفیه کنند. این روند انحلال عجولانه می تواند باعث شکست حتی یک بانک حلال قبلی شود. ایالات متحده تجربه وحشت بانکی گسترده در پاییز 1930, بهار 1931, پاییز 1931, و پاییز 1932. موج نهایی وحشت تا زمستان 1933 ادامه یافت و با "تعطیلات بانکی" ملی اعلام شده توسط فرانکلین روزولت در 6 مارس 1933 به اوج خود رسید. تعطیلات بانکی همه بانک ها را تعطیل کرد و تنها پس از حلال بودن توسط بازرسان دولتی مجاز به بازگشایی شدند. این هراس تلفات شدیدی بر سیستم بانکی امریکا وارد کرد. تا سال 1933 یک پنجم بانک های موجود در ابتدای سال 1930 شکست خورده بودند.

با طبیعت خود, هراس بانکی تا حد زیادی غیر منطقی هستند, حوادث غیر قابل توضیح, اما برخی از عوامل موثر بر این مشکل را می توان توضیح داد. مورخان اقتصادی بر این باورند که افزایش قابل توجهی در بدهی های مزرعه در دهه 1920 همراه با سیاست های ایالات متحده که تا به حال تشویق کوچک متنوع بانک ها ایجاد یک محیط است که چنین وحشت می تواند مشتعل و گسترش یافته است. بدهی سنگین مزرعه تا حدی ناشی از قیمت بالای کالاهای کشاورزی در طول جنگ جهانی اول بود که باعث استقراض گسترده کشاورزان امریکایی شد که مایل به افزایش تولید با سرمایه گذاری در زمین و ماشین بودند. کاهش قیمت کالاهای مزرعه پس از جنگ ادامه پرداخت وام را برای کشاورزان دشوار کرد.

فدرال رزرو تلاش چندانی برای جلوگیری از وحشت بانکی انجام نداد. اقتصاددانان میلتون فریدمن و انا جی شوارتز در مطالعه کلاسیک تاریخ پولی ایالات متحده (1960-1867 (1963) استدلال کردند که مرگ در سال 1928 بنیامین استرانگ که از سال 1914 فرماندار بانک فدرال رزرو نیویورک بود دلیل قابل توجهی برای این بی عملی بود. استرانگ یک رهبر نیرومند بود که توانایی بانک مرکزی در محدود کردن وحشت را درک می کرد. مرگ وی خلا قدرت را در فدرال رزرو به جا گذاشت و به رهبرانی با دیدگاه های کمتر معقول اجازه داد تا از مداخله موثر جلوگیری کنند. وحشت باعث افزایش چشمگیر در میزان ارز مردم مایل به نگه نسبت به سپرده های بانکی خود را. این افزایش نسبت ارز به سپرده دلیل اصلی کاهش 31 درصدی عرضه پول در ایالات متحده بین سالهای 1929 و 1933 بود. علاوه بر اجازه می دهد وحشت به کاهش عرضه پول ایالات متحده فدرال رزرو نیز عمدا قرارداد عرضه پول و افزایش نرخ بهره در سپتامبر 1931 هنگامی که بریتانیا مجبور شد خاموش استاندارد طلا و سرمایه گذاران می ترسید که ایالات متحده را کاهش ارزش و همچنین.

money and output in the United States

محققان بر این باورند که چنین کاهش در عرضه پول ناشی از تصمیمات فدرال رزرو به شدت اثر انقباضی بر تولید داشت. یک تصویر ساده فراهم می کند شاید واضح ترین شواهد از نقش کلیدی فروپاشی پولی در رکود بزرگ در ایالات متحده بازی. این رقم عرضه پول و خروجی واقعی را در دوره 1900 تا 1945 نشان می دهد. در زمان های عادی مانند دهه 1920 هم عرضه و هم تولید پول به طور پیوسته رشد می کنند. اما در اوایل دهه 1930 هر دو سقوط کردند. کاهش در عرضه پول افسرده هزینه در تعدادی از راه های. شاید مهم ترین دلیل کاهش قیمت واقعی و کاهش سریع عرضه پول این بود که مصرف کنندگان و بازرگانان انتظار تورم را داشتند یعنی انتظار داشتند دستمزدها و قیمت ها در اینده پایین تر باشد. در نتیجه اگرچه نرخ بهره اسمی بسیار پایین بود اما مردم نمی خواستند وام بگیرند زیرا می ترسیدند که دستمزدها و سودهای بعدی برای پوشش پرداخت وام خود ناکافی باشد. این تردید به نوبه خود منجر به کاهش شدید هزینه های مصرف کننده و سرمایه گذاری تجاری شد. وحشت قطعا کاهش هزینه ها را با ایجاد بدبینی و از دست دادن اعتماد به نفس تشدید کرد. علاوه بر این, شکست بسیاری از بانک ها وام مختل, در نتیجه کاهش بودجه در دسترس برای تامین مالی سرمایه گذاری.

استاندارد طلا

برخی از اقتصاددانان بر این باورند که فدرال رزرو اجازه داد یا باعث کاهش شدید عرضه پول ایالات متحده شود تا حدودی برای حفظ استاندارد طلا. طبق استاندارد طلا هر کشوری ارزش ارز خود را بر حسب طلا تعیین می کند و برای دفاع از قیمت ثابت اقدامات پولی انجام می دهد. ممکن است که اگر فدرال رزرو عرضه پول را به شدت در پاسخ به وحشت بانکی گسترش می داد خارجی ها اعتماد به تعهد ایالات متحده به استاندارد طلا را از دست می دادند. این می تواند منجر به خروج بزرگ طلا شود و ایالات متحده مجبور به کاهش ارزش شود. به همین ترتیب, اگر فدرال رزرو عرضه پول در پاییز تنگ تر نیست 1931, ممکن است که وجود داشته است یک حمله سوداگرانه در دلار و ایالات متحده مجبور شده اند به رها کردن استاندارد طلا همراه با بریتانیا.

در حالی که وجود دارد بحث در مورد نقش استاندارد طلا بازی در محدود کردن سیاست های پولی ایالات متحده وجود دارد شکی نیست که این یک عامل کلیدی در انتقال امریکا اقتصادی کاهش به بقیه جهان است. تحت استاندارد طلا, عدم تعادل در تجارت و یا جریان دارایی منجر به جریان طلا بین المللی. به عنوان مثال در اواسط دهه 1920 تقاضای شدید بین المللی برای دارایی های امریکایی مانند سهام و اوراق قرضه موجب ورود گسترده طلا به ایالات متحده شد. به همین ترتیب تصمیم فرانسه پس از جنگ جهانی اول برای بازگشت به استاندارد طلا با فرانک کم ارزش منجر به مازاد تجاری و جریان قابل توجه طلا شد. (همچنین نگاه کنید به تراز تجاری.)

انگلیس پس از جنگ جهانی اول در برابری قبل از جنگ تصمیم به بازگشت به استاندارد طلا گرفت. تورم در زمان جنگ به این معنی بود که پوند بیش از حد ارزش گذاری شده است و این بیش از حد ارزش گذاری منجر به کسری تجاری و خروج قابل توجه طلا پس از سال 1925 شد. بانک انگلیس برای جلوگیری از خروج طلا نرخ بهره را به میزان قابل توجهی افزایش داد. نرخ بهره بالا هزینه های انگلیس را کاهش داد و منجر به بیکاری بالا در انگلیس در نیمه دوم دهه 1920 شد.

هنگامی که اقتصاد ایالات متحده به شدت شروع به انقباض کرد تمایل به خروج طلا از کشورهای دیگر و به سمت ایالات متحده تشدید شد. این امر به این دلیل اتفاق افتاد که تورم در ایالات متحده کالاهای امریکایی را به ویژه برای خارجی ها مطلوب می کرد در حالی که درامد پایین در میان امریکایی ها تقاضای خود برای محصولات خارجی را کاهش می داد. بانک های مرکزی در سراسر جهان برای مقابله با گرایش به مازاد تجاری امریکا و خروج طلای خارجی نرخ بهره را افزایش دادند. حفظ استاندارد بین المللی طلا در اصل نیاز به یک انقباض پولی عظیم در سراسر جهان برای مطابقت با یک اتفاق در ایالات متحده است. نتیجه کاهش تولید و قیمت ها در کشورهایی در سراسر جهان بود که تقریبا با رکود در ایالات متحده مطابقت داشت.

بحران های مالی و وحشت بانکی در تعدادی از کشورها علاوه بر ایالات متحده رخ داده است. در ماه مه 1931 مشکلات پرداخت در کردیتانستالت بزرگترین بانک اتریش رشته ای از بحران های مالی را ایجاد کرد که بیشتر اروپا را در بر گرفت و عاملی اساسی در مجبور کردن انگلیس به کنار گذاشتن استاندارد طلا بود. از جمله کشورهایی که بیشترین ضربه را به شکست بانک ها و بازارهای مالی بی ثبات وارد کردند اتریش و المان و مجارستان بودند. این بحران های گسترده بانکی می تواند نتیجه تنظیم ضعیف و سایر عوامل محلی یا سرایت ساده از کشوری به کشور دیگر باشد. علاوه بر این استاندارد طلا با وادار کردن کشورها به تورم زدایی همراه با ایالات متحده ارزش وثیقه بانکها را کاهش داده و در معرض خطر بیشتری قرار داد. همانطور که در ایالات متحده, هراس بانکی و دیگر اختلالات بازار مالی بیشتر افسرده تولید و قیمت در تعدادی از کشورها.

وام و تجارت بین المللی

What is inflation?

برخی از محققان بر اهمیت سایر ارتباطات بین المللی تاکید می کنند. وام های خارجی در اواسط دهه 1920 به شدت گسترش یافت اما وام های ایالات متحده در خارج از کشور در سال های 1928 و 1929 به دلیل نرخ های بهره بالا و بازار سهام پررونق در ایالات متحده کاهش یافت. این کاهش در وام های خارجی ممکن است منجر به انقباضات اعتباری بیشتر و کاهش تولید در کشورهای وام گیرنده شود. در المان که در اوایل دهه 1920 تورم بسیار سریعی را تجربه کرد مقامات پولی ممکن است در اتخاذ سیاست انبساطی برای مقابله با کندی اقتصادی تردید داشته باشند زیرا نگران بودند که ممکن است تورم دوباره احیا شود. اثرات کاهش وام های خارجی ممکن است توضیح دهد که چرا اقتصاد ارژانتین و برزیل قبل از شروع رکود بزرگ در ایالات متحده کاهش یافته است.

مصوبه سال 1930 قانون تعرفه اسموت-هاولی در ایالات متحده و افزایش جهانی سیاست های تجاری حمایت گرایانه عوارض دیگری ایجاد کرد. تعرفه اسموت-هاولی به منظور افزایش عواید مزرعه با کاهش رقابت خارجی در محصولات کشاورزی بود. اما کشورهای دیگر هم به تلافی جویانه و هم در تلاش برای اصلاح عدم تعادل تجاری از این روند پیروی کردند. اکنون محققان بر این باورند که این سیاست ها ممکن است تجارت را تا حدودی کاهش داده باشد اما دلیل قابل توجهی برای رکود در بین تولیدکنندگان بزرگ صنعتی نبوده است. اما سیاستهای حمایتی ممکن است به کاهش شدید قیمت جهانی مواد خام کمک کرده باشد که باعث ایجاد مشکلات شدیدی برای کشورهای تولیدکننده کالاهای اولیه در افریقا و امریکای لاتین شده و منجر به سیاستهای پولی و مالی انقباضی شده است.

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.